قرآن مجيد برخي از اوصاف دوزخ را چنين بيان مي فرمايد: 1 - «إِنَّ المُجْرِمينَ في عَذاب جَهنَّم خالِدوُن لايُفَتِّر عَنْهم وهُم فيه مُبْلِسُون و ما ظَلْمناهُم ولكن كانوا هُم الظالِمين وَنادوا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَينا رَبُكَ قال إِنَّكم ماكِثوُن لَقَد جِئْناكُم بِالحَقِّ ولكِنَّ أَكثَركُم لِلحَقِّ كارِهون» زخرف/74 و 78. [قطعا مجرمان در عذاب جهنم ماندگارند. عذاب از آنان تخفيف نمي يابد و آنان در آن جا نوميدند وما به ايشان ستم نكرديم، بلكه خود ستمكار بودند و فرياد كشند: اي مالك بگو پروردگارت جان ما را بستاند. وي پاسخ دهد: شما قطعا ماندگاريد. به تحقيق حقيقت را برايتان آورديم، ليكن بيشتر شما حقيقت را خوش نداشتيد.] 2 - «إِنَّ الَّذِين كَفَروا بِاياتِنا سَوف نُصلييهم نارا كُلَّما نَضَجِتَ جُلودُهم بَدَّلناهُم جُلودا غَيرَها لِيَذوُقوا العَذاب إِنَّ الله كان عَزيزا حَكيما» نساء/56 . [آنان كه به آيات و نشانه هاي ما، يعني به پيامبر اكرم(ص) و قرآن كريم نگرويدند به زودي آنان را در آتشي اندازيم كه چون پوست هاشان سوخته شود آنها را تبديل به پوست هاي ديگر كنيم، تا آن كه عذاب و بدبختي را بچشند. قطعا خداوند عزيز و نفوذ ناپذير و حكيم و داناست.] يعني نه مي توان بر اراده الهي قاهر شد و نه اراده او بدون حكمت و مشييت او بدون مصلحت است. پيامبر اسلام(ص) به يك نمونه از كساني كه اين گونه عذاب ها در انتظارشان است اشاره كرده مي فرمايد: «همانا قاتل حسين بن علي(ع) در تابوتي از آتش قرار مي گيرد و نصف عذاب اهل دنيا بر او روا مي شود. اين در حالي است كه دست و پاهايش به زنجيرهاي آتشين بسته و در قعر جهنم نگونسار خواهد بود. او بويي به شدت گنديده دارد كه اهل جهنم از آن بو به خدا پناه مي برند. قاتل حسين و همه كساني كه او را همراهي كردند در عذاب جاودان خواهند بود و هر وقت پوستشان بسوزد خداي عزوجل پوست هاي ديگر بدل آورد تا عذاب دردناك را بچشند و لحظه اي از آنان گرفته و كم نشود و از آب جوشان جهنم بنوشند. پس واي بر آنان از عذاب آتش.» اين آتش از نوع آتش هاي مهربان و رحيم نيست، كه انسان را بسوزاند و از پا درآورد و سپس بدن انسان هر چه بسوزد سوزش و حرارتي احساس نشود، بلكه هر چه مي سوزاند، انسان نمي ميرد و به اعماق و ژرفاي پوست، استخوان، اعضا و جوارح و دل او نفوذ دارد.
منبع:http://quran.porsemani.ir
در مجموع، از آیات مربوط به دوزخ و نام ها و اوصاف آن استفاده مى شود که دوزخ یک کانون هولناک مجازات است، آتشى سوزان آن را پر کرده، و داراى درها و طبقات گوناگون است، ولى نه آتشى همچون آتش دنیا، بلکه آتشى با مشخصات زیر:
1- هیزم و آتشگیره آن سنگ ها و انسان هاست!.
2- آتشى است که از دل ها سر مى زند و نخستین جرقه هایش در قلوب ظاهر مى گردد!.
3- آتشى است درهم شکننده و در هم کوبنده.
4- آتشى است داراى درک که گنهکاران را به سوى خود فرا مى خواند!.
5- هنگامى که این آتش مستحقان خود را از دور مى بیند صداى وحشتناک و خشم آلودش که با نفس زدن هاى شدید همراه است شنیده مى شود (اِذا رَاَتْهُمْ مِنْ مَکان بَعِید سَمِعُوا لَها تَغُیّظاً وَ زَفیراً) (فرقان - 12).
6- آتشى است متحرک چنانکه مى فرماید: «در آن روز جهنم را حاضر مى کنند، و آن روز انسان متذکر مى شود، ولى این تذکر براى او سودى ندارد» (وَجِیىَء یَوْمَئِذ بِجَهَنَّمَ یَوْمَئِذ یَتَذَکَّرُ الأنْسانُ وَ اَنِّی لَهُ الذِّکْرى) (فجر - 23).
7- این آتش سوزان هم اکنون کافران را احاطه کرده هر چند حجاب ها مانع از مشاهده آن است (وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحیطَةٌ بِالکافِرینَ) (توبه - 49).
شاید مجموع این جهان سبب شده که بعضى براى دوزخ تفسیر روحانى کنند، و آتش آن را آتش سوزان معنوى بدانند، ولى بى شک این تفسیر با ظاهر آیات قرآن هرگز سازگار نیست، و با روایاتى که در شرح آنها آمده نیز هماهنگى ندارد.
بنابراین باید گفت جهنم کانون آتش سوزانى است که با آتش هاى این جهان بسیار متفاوت است همان گونه که نعمت هاى بهشتى نیز با مواهب این دنیا بسیار تفاوت دارد.
* *
منبع:makarem.ir
معرفت ما درباره مسائل مربوط به جهان دیگر هر قدر زیاد هم باشد محدود است، تنها شبحی از دور برای ما نمایان است، اما جزئیات و خصوصیات آن روشن نیست چرا که عالم آخرت به طور کلی جهانی است بالاتر از این عالم، درست مانند عالم جنین نسبت به زندگی بیرون شکم مادر.
بنابراین احاطه کامل بر اسرار آن برای مردم دنیا غیر ممکن است، ولی این امر هرگز مانع معرفت و شناخت اجمالی نخواهد بود.
به هر حال برای پی بردن به ماهیت دوزخ به سراغ نامها و اوصاف و اشارات قرآن در این زمینه میرویم و به آیات زیر که نمونههایی از اسماء و اوصاف دوزخ را بیان میکند، گوش دل میسپاریم:
۱ـ و ان جهنم لموعدهم اجمعین لها سبعة ابواب.
و جهنم میعادگاه همه آنها است. هفت در دارد.
۲ـ ساصلیه سقر ـ و ما ادراک ما سقر ـ لا تبقی و لا تذر ـ لواحة للبشر
(اما) به زودی او را وارد دوزخ میکنیم و تو نمیدانی دوزخ چیست؟ (آتشی است که) نه چیزی را باقی میگذارد و نه چیزی را رها میسازد! پوست تن را به کلی دگرگون میکند!.
۳ـ فاتقوا النار التی وقودها الناس و الحجارة اعدت للکافرین
از آتشی بترسید که هیزم آن بدنهای مردم (گنهکار) و سنگها است! و برای کافران آماده شده است.
۴ـ فریق فی الجنة و فریق فی السعیر
گروهی در بهشت و گروهی در سعیر (آتش).
۵ـ فاما من طغی ـ و آثر الحیاة الدنیا ـ فان الجحیم هی الماوی
اما آن کسی که طغیان کرده، و زندگی دنیا را مقدم داشته مسلما «جحیم» جایگاه او است.
۶ـ کلا لینبذن فی الحطمة ـ و ما ادراک ما الحطمة ـ نار الله الموقدة ـ التی تطلع علی الافئدة
در روز قیامت عذاب هفت نفر از همه سختتر است، فرزند آدم(ع) که برادرش را کشت
شیخ صدوق در کتاب «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال» درباره کیفر قابیل فرزند خطارکار حضرت آدم(ع) و دو نفر از بنی اسرائیل و دو تن از امت اسلام با توجه به روایات رسیده این چنین نقل می کند
ادامه مطلب را بخوانید
جهنم تنها جهنم نیست؛ بلکه برای خود رتبه بندی و طبقات خاصی دارد که هر کدام متعلق به افرادی با ویژگیها و گناهان خاص است. در همین راستا باشگاه خبرنگاران جوان قصد دارد شما را با معنا و طبقات جهنم و همچنین شلوغترین محل جهنم و این موضوع که در این محل شلوغ چه افرادی دور هم جمع هستند آشنا نماید. پس پیشنهاد میکنیم با ما همراه باشید.
ادامه مطلب خوانده شود
پرسش :
از نگاه قرآن ، تبهكارانى كه از فرمان عقل و ره نمودهاى فرستادگان الهى سرپيچى كرده اند و فساد و تباهى ، سراسر زندگى آنها را فرا گرفته ، در رستاخيز ، پس از محاسبه و رسيدگى دقيق به پرونده اعمالشان ، در جايگاهى كه انواع عذاب هاى غير قابل تصوّر وجود دارد ، مجازات خواهند شد . قرآن ، از اين جايگاه با تعبيرهاى مختلفى ياد كرده است ، مانند :
۱ . جهنّم
جهنّم ، معروف ترين نام جايگاه مجازات مجرمان در قيامت است .
واژه شناسى «جهنّم»
ادامه مطلب خوانده شود
و اهل دوزخ به خان جهنم گویند: از خدا بخواهید که روزی عذاب ما را تخفیف دهد. آنها پاسخ دهند: آیا پیغمبران شما با معجزات و ادله روشن برای [هدایت] شما نیامدند؟ دوزخیان گویند: آری آمدند [ما پیروی آنان نکردیم و بدین روز سیاه افتادیم.] پس خان جهنم گویند: اینک هر چه می خواهید دعا [و ناله] کنید که دعای کافران جز بر زبان و گمراهی نخواهد بود .
قرآن مجيد برخي از اوصاف دوزخ را چنين بيان مي فرمايد: 1 - «إِنَّ المُجْرِمينَ في عَذاب جَهنَّم خالِدوُن لايُفَتِّر عَنْهم وهُم فيه مُبْلِسُون و ما ظَلْمناهُم ولكن كانوا هُم الظالِمين وَنادوا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَينا رَبُكَ قال إِنَّكم ماكِثوُن لَقَد جِئْناكُم بِالحَقِّ ولكِنَّ أَكثَركُم لِلحَقِّ كارِهون» زخرف/74 و 78. [قطعا مجرمان در عذاب جهنم ماندگارند. عذاب از آنان تخفيف نمي يابد و آنان در آن جا نوميدند وما به ايشان ستم نكرديم، بلكه خود ستمكار بودند و فرياد كشند: اي مالك بگو پروردگارت جان ما را بستاند. وي پاسخ دهد: شما قطعا ماندگاريد. به تحقيق حقيقت را برايتان آورديم، ليكن بيشتر شما حقيقت را خوش نداشتيد.] 2 - «إِنَّ الَّذِين كَفَروا بِاياتِنا سَوف نُصلييهم نارا كُلَّما نَضَجِتَ جُلودُهم بَدَّلناهُم جُلودا غَيرَها لِيَذوُقوا العَذاب إِنَّ الله كان عَزيزا حَكيما» نساء/56 . [آنان كه به آيات و نشانه هاي ما، يعني به پيامبر اكرم(ص) و قرآن كريم نگرويدند به زودي آنان را در آتشي اندازيم كه چون پوست هاشان سوخته شود آنها را تبديل به پوست هاي ديگر كنيم، تا آن كه عذاب و بدبختي را بچشند. قطعا خداوند عزيز و نفوذ ناپذير و حكيم و داناست.] يعني نه مي توان بر اراده الهي قاهر شد و نه اراده او بدون حكمت و مشييت او بدون مصلحت است. پيامبر اسلام(ص) به يك نمونه از كساني كه اين گونه عذاب ها در انتظارشان است اشاره كرده مي فرمايد: «همانا قاتل حسين بن علي(ع) در تابوتي از آتش قرار مي گيرد و نصف عذاب اهل دنيا بر او روا مي شود. اين در حالي است كه دست و پاهايش به زنجيرهاي آتشين بسته و در قعر جهنم نگونسار خواهد بود. او بويي به شدت گنديده دارد كه اهل جهنم از آن بو به خدا پناه مي برند. قاتل حسين و همه كساني كه او را همراهي كردند در عذاب جاودان خواهند بود و هر وقت پوستشان بسوزد خداي عزوجل پوست هاي ديگر بدل آورد تا عذاب دردناك را بچشند و لحظه اي از آنان گرفته و كم نشود و از آب جوشان جهنم بنوشند. پس واي بر آنان از عذاب آتش.» اين آتش از نوع آتش هاي مهربان و رحيم نيست، كه انسان را بسوزاند و از پا درآورد و سپس بدن انسان هر چه بسوزد سوزش و حرارتي احساس نشود، بلكه هر چه مي سوزاند، انسان نمي ميرد و به اعماق و ژرفاي پوست، استخوان، اعضا و جوارح و دل او نفوذ دارد.
منبع:http://quran.porsemani.ir
ادامه مطلب را بخوانید
در مجموع، از آیات مربوط به دوزخ و نام ها و اوصاف آن استفاده مى شود که دوزخ یک کانون هولناک مجازات است، آتشى سوزان آن را پر کرده، و داراى درها و طبقات گوناگون است، ولى نه آتشى همچون آتش دنیا، بلکه آتشى با مشخصات زیر:
1- هیزم و آتشگیره آن سنگ ها و انسان هاست!.
2- آتشى است که از دل ها سر مى زند و نخستین جرقه هایش در قلوب ظاهر مى گردد!.
3- آتشى است درهم شکننده و در هم کوبنده.
4- آتشى است داراى درک که گنهکاران را به سوى خود فرا مى خواند!.
5- هنگامى که این آتش مستحقان خود را از دور مى بیند صداى وحشتناک و خشم آلودش که با نفس زدن هاى شدید همراه است شنیده مى شود (اِذا رَاَتْهُمْ مِنْ مَکان بَعِید سَمِعُوا لَها تَغُیّظاً وَ زَفیراً) (فرقان - 12).
6- آتشى است متحرک چنانکه مى فرماید: «در آن روز جهنم را حاضر مى کنند، و آن روز انسان متذکر مى شود، ولى این تذکر براى او سودى ندارد» (وَجِیىَء یَوْمَئِذ بِجَهَنَّمَ یَوْمَئِذ یَتَذَکَّرُ الأنْسانُ وَ اَنِّی لَهُ الذِّکْرى) (فجر - 23).
7- این آتش سوزان هم اکنون کافران را احاطه کرده هر چند حجاب ها مانع از مشاهده آن است (وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحیطَةٌ بِالکافِرینَ) (توبه - 49).
شاید مجموع این جهان سبب شده که بعضى براى دوزخ تفسیر روحانى کنند، و آتش آن را آتش سوزان معنوى بدانند، ولى بى شک این تفسیر با ظاهر آیات قرآن هرگز سازگار نیست، و با روایاتى که در شرح آنها آمده نیز هماهنگى ندارد.
بنابراین باید گفت جهنم کانون آتش سوزانى است که با آتش هاى این جهان بسیار متفاوت است همان گونه که نعمت هاى بهشتى نیز با مواهب این دنیا بسیار تفاوت دارد.
* *
منبع:makarem.ir
درباره این سایت